صرفهجوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی یی، عقل معاش، عاقبتاندیشی، امساک، اعتدال، میانهروی، احتیاط، خانهداری، پسانداز، مضایقه، اقتصاد، اقتصادی بودن مبلغ پسانداز، اندوخته، رقم
صرفهجویی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی صرفهجویی کردن، رعایت اقتصادراکردن، پسانداز کردن، اندوختن، اندوخته کردن
صرفنظر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ظر کردن، چشمپوشی کردن، منصرف شدن، بازگشتن، ول کردن، رها کردن، واگذار کردن، بریدن، ترک کردن نادیده گرفتن باقی گذاشتن، واگذاشتن، بهامان خدا گ
اشتباه صرف کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ] اشتباه صرف کردن، لکنت داشتن، خطا کردن
صرفهجویی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی صرفهجویی کردن، رعایت اقتصادراکردن، پسانداز کردن، اندوختن، اندوخته کردن
مقتصدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی تصد، صرفهجوییکننده، صرفهجو، حسابگر، خانهدار، ممسک، خسیس کاهشدهندۀ هزینهها، اقتصادی، کممصرف، کارآ بامضایقه
افزایشسرمایهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی رمایه، انباشت، نفع، منفعت، استفاده، پسانداز، صرفهجویی انباشت، تکاثر، ثروتاندوزی، سرمایهگذاری، سپردهگذاری، گردآوری (انباشت) استثمار، بهر
ارزان بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی زان بودن، نازل بودن، اقتصادیبودن، صرفه داشتن، مفت بودن، راکد شدن، ازآسمان ریختن (باریدن)
تقلیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ریق، کم کردن، کسرکردن، کسر، تخفیف، حذف، تحدید آهستگی صرفهجویی، تلخیص، اختصار انقباض اصطکاک تفرق دفع