شیوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت طغیان، فوران، قلیان سیل، جوش و خروش تشدید، افزایش فراگیری، اپیدمی انتشار، بسط، اشاعه تداول، رواج، عادت، متعارف بودن، کاربرد، استعمال، عمومیت، استفاد
اپیدمیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، فراگیری، شیوع، انتشار، همهگیری پاندمیک سرایت▼، انتقال طاعون، مایۀ هلاک، بلا، آفَت ناقل بیماری
عمومیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم عمومیت، عام بودن، کلیت، جامعیت، جهانشمولی تعمیم، اطلاق، قضیۀکلی نگاه اجمالی، دیدکلی، دید فراگیری، انتشار، شیوع، تداول، رواج، متعارف بودن، عادت، کاربر
حضورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ] حضور، وجود، بودن فراگیری، اشباع، نفوذ، پُر بودن، سرشاری 54 ◄ پُر فراهم بودن، دسترسی، قابلیت دستیابی، نقدبودن خدمت سکنا، اقامت، استقرار، سکونت،
قلیانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تظاهر، تراوش، نشت، چکه، ترشح، تعریق، خونریزی، سَرریز، جوشش، جوش و خروش چکه چکیده، اشکه ترشحات آتشفشان تشدید، شیوع تخلیه، دفع بدنی
عادتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام عادت، آشنایی، اعتیاد، قلق سنت، رسم، عرف▼ انس، الفت استفاده، مصرف، استعمال، استخدام، کاربرد مدام، رواج، ترویج ◄عادت دادن▼، شیوع معتاد پات