تلاشکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه شکردن، کوشش کردن، زور زدن، سعی کردن، عرق ریختن، دستوپا زدن، زحمت کشیدن، آسمان به(بر) زمین آوردن (زدن) پافشاری کردن
تشکرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی امتنان، ستایش، نگاهداشت شُکران نعمت، شُکر برکت، شُکر، بسمالله ◄ پرستش انعام، دِین، پاداش
شیرینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی شیرین، نوشین، شکرین، مربایی، قندعسل شکرپاره، شکربار، شکرریز قندی، شکری قندپهلو چسبناک، نیمهمایع