شکاففرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ، درز، چاک، تَرَک، قاچ، دره، منفذ، سوراخ، تله، حفره، پارگی، دریدگی، قطع شقاق تخلخل گسیختگی، انقطاع مدخل، راه ورودی، آستانه، خروجی، دهان فاصله▲ تقعر
حفرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل سوراخ، شکاف، روزنه، منفذ، چاه، میلۀ چاه، چاله، چال، چالهچوله، دستانداز کنج، گوشه، زاویه، عقبرفتگی ورطه، شکاف عظیم، وادی، چاه ویل، اعماق، چاه عمی
عدماتحادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت عدماتحاد، جدایی▼، انشعاب، گسیختگی، گسست بریدگی، گسل، شکاف، عدم تداوم لقی، لقبودن، عدم انسجام، مایع پاشیدگی، پراکندگی، تفرق انصراف، چشمپوشی، کناره
قطعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ی، دریدگی، جداشدگی، انقطاع، گسل، چاک، شکاف مقطع، برش دوراهی قطع اندام (عضو) اختصار پیشگیری ✑ شقاق
خلاءفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ، وکیوم، خالی بودن سوراخ، حفره، روزنه، رخنه، شکاف، فاصله فضای خالی، جای خالی، اتاقخالی، جا قحطی، نابارآوری هیچستان خالی کردن، تخلیه تنهایی، گوشه