درمان کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ان کردن، مداوا کردن، شفادادن، بهبود بخشیدن، چاره کردن، بههم آوردن، معالجه کردن، التیام بخشیدن (دادن)
درمانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی درمانی، نافع، علاجدهنده، شفادهنده کلینیکی، بالینی، تراپیوتیک تجویز شده استعلاجی
تعمیرکارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، پینهدوز، مکانیک، صافکار، رفوگر، پارهدوز، نجار بازسازیکننده، ترمیمکننده، اصلاحکننده، مصلح ◄ رفرمیست درمانکننده، شفادهنده پزشک، جراح پلا