شانس آوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل ن، قسمت داشتن، اقبال بهکسی روی آوردن، یاری کردن طالع (بخت، ...)، بخت با کسی یار بودن، بخت درِِخانۀ کسی را زدن، بختش زدن، بختش (اقبالش) بلند بو
قابل تأییدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ید، قابل قبول، مرجح، درخور، شایسته، شایان، مفید مقبول، پسندیده، ستودنی، دلپسند، همهپسند، مطلوب، مرضیه، عالی شایان تقدیر، سزاوارتمجید، ممدوح پذی