شاغلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ل، فعال، مشغولکار، دارای شغل، باکاره، دارایفعالیت، ساعی، زحمتکش بهکارگرفتهشده، استخدامشده
دارایفعالیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ارایفعالیت، فعال، کاری، شاغل، جدی، متحرک جاری، مداوم چابک، سریع بیدار، بههوش، آگاه، هشیار، هوشیار بیخواب، بدخواب پرجنبوجوش، پرتحرک، علی
مشغولفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه غول شلوغ، پرماجرا بهکارگرفتهشده، مشتغل، شاغل ایفاگر، عامل، مجد دایر، جاری
طبقه متوسطفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی وسط، کسبه، بازرگانان، شاغلین حرفه ای، کارمندان، بورژوازی
حالت عمودیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد الت عمودی، عمودی بودن، راستی، ایستادگی، زاویۀ قائمه (راست)، عمود ساختار عمودی: تیر [عمود]، دیرک، دکل، ستون، دیوار، استالاگمیت، برج، مناره، ساختمان ب
مستقیمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل ] مستقیم، راست، بدون انحنا هموار، صاف، افقی شق، صلب عمود، قائم، ایستاده، عمودی، شاقول غیر کج، مجانب، مماس مقابل آسفالته، صیقلی، روان، مثلپرنیان صلابت