عود کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ود کردن، بهحال اول برگشتن، برگشتن، بازآمدن، عقب عقب رفتن، واپس رفتن دوباره افتادن بهحال یا کار قبلی، رجعت کردن، بهجایگاه خود بازگشتن عودک
مفسرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن سیر کننده، شارح، منتقد، ناقد، سردبیر، ویراستار مترجم، دیلماج، ترجمان، مترجم چندزبانه مُعبّر، خوابگزار، یوسف، دانیال ◄ پیامبر دوب
بینیازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی از، سیر، پُر، اشباعشده، راضی، بلندنظر، بلندطبع، غنی، بینیاز، بلندهمت
شاد بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی سرشاد بودن، آسمانرا سیر کردن، سرحال بودن، کیفش کوک بودن، بادُم خود گردو شکستن، کبکش خروس خواندن، روحیه داشتن، سرزنده بودن، امید داشتن، روحیۀ
گذر زمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ان، طی، سیر، زمان نامعین، زمان نامشخص، گردش زمان، گذشت زمان، جریان زمان، گردش روزگار، سیر طبیعی وقایع، سیر زمان زمان استمراری، ماضی نقلی چرخ فلک، آب