سیاهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی اه، مشکی، سیهفام، زغالی، نوکمدادی، پرکلاغی، قیرگون سوخته، آفتابسوخته ◄ گرم شده چشمسیاه، موسیاه، سیهپوش سیهچرده، تیره، برزنگی، سیاهپوست پر
ساحلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی خشکی، کناردریا، کناره فلاتقاره پلاژ، ساحل ماسهای، ∼ شنی بندر، پایانه زمین▲
سلاحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) سلاح، حربه، تسلیحات، اسلحه▼ استفاده از اسلحه، کمانگیری، آتشباری▼ وسیله
سلاح سردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) رد، گرز▼، نیزه▼، تبر▼، شمشیر▼ پنجهبوکس زره، جوشن، کلاهخود، خود، خفتان، لباس (یراق) جنگ جلیقۀ ضدگلوله، کاسک، کاسکت
ساحرانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب حرانه، جادوگرانه، افسونکننده، فریبنده، جاذب، شیطانی، رمزی معجزهگر، ساحر، جادوگر▲
مسافرت زمینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت فرت زمینی، سفر، سیر، مسافرت، سیاحت، گردش، زیارت، تور مسافرتی عزیمت جهانگردی، ایرانگردی، توریسم مسافر، جهانگرد تماشا، بازدید، تفرج، یللی، نظاره، سرگر
نظارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی برانداز، ورانداز، مشاهده، رؤیت، دید، بازدید، بازبینی، بازرسی، تحقیق، شناسایی، جستجو، زیارت، سیاحت، گردش، سرگرمی رصد، ستارهشناسی ≠ تجدید نظر، تغ
سرگرمیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رمی، تفریح، مشغولیت، گردش، بازی▼، تفریحات سالم، وقتگذرانی، اشتغال تماشا، تفرج، گردش، هواخوری، گشت، گذار، گشت وگذار، سیر، سیاحت، مسافرت زمین
ساحلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی خشکی، کناردریا، کناره فلاتقاره پلاژ، ساحل ماسهای، ∼ شنی بندر، پایانه زمین▲
سلاحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) سلاح، حربه، تسلیحات، اسلحه▼ استفاده از اسلحه، کمانگیری، آتشباری▼ وسیله