سوارهنظامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) هنظام، اسواران، پلیس سواره شوالیه وسیلۀ نقلیۀ جنگی
سوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، اسبسوار، سوارکار مسافر، سرنشین پستچی، چاپار، پیک، ارتباطات پستی پلیس سواره، سوارهنظام چپانداز، چابکسوار دوترکه، دوپشته
ستارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام تر، کوکب، نجم، اجرام سماوی (آسمانی، فضایی، فلکی)، انجم ستارۀ شمال صور فلکی، صورت فلکی، دباکبر، دب اصغر کهکشان راه شیری سحابی، ابرنواختر، سوپرنوو
سیارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ره، استروید اعضای منظومۀ شمسی:، عطارد (تیر)، زهره(ستارۀ صبح، ونوس)، زمین، مریخ (سیارۀ قرمز، بهرام)، مشتری (سیارۀ غولپیکر)، زحل(سیارۀ زیبا، کیوا
سوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، اسبسوار، سوارکار مسافر، سرنشین پستچی، چاپار، پیک، ارتباطات پستی پلیس سواره، سوارهنظام چپانداز، چابکسوار دوترکه، دوپشته
رزمندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) زمنده، جنگجو، مبارز، محارب، پیشمرگ، مجاهد فرمانده، سردار پاسدار▼، سرباز▼، نیروی مسلح▼، پیادهنظام▼، سوارهنظام▼، ناوی▼
سوارهنظامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) هنظام، اسواران، پلیس سواره شوالیه وسیلۀ نقلیۀ جنگی
عصرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ، بعدازظهر، مغرب، عِشا، شب، شام، لیل، لیله آفتاب تُنک، آفتابزردی، عصرگاه، عصرگاهان، پسینگاه، غروبگاه، آخر وقت غروب، تنگغروب، گرگومیش تاریکی شب،