سنگینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام سنگین، وزین، ثقیل، گران گنده، لش، درشت شدید، دشوار باردار گرانشی انبوه، متراکم، چگال
سنگینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ینی، گرانش، قوۀ جاذبه، وزن، جرم، ثقل، چگالی، تراکم وزنمخصوص، اندازه فشار، جابهجایی، بار، وزنۀ تعادل، جبران جرم، توده مرکز ثقل اینرسی، ماند، تعا
چگالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی ت (سفت)، توپُر، دَلمه، بسته، متراکم، یکپارچه، یکتکه، کثیف، غلیظ، ستبر، کُلُفت، ضخیم، زمخت، سنگین، فسیل، استوار، صلب گس، قابض استخواندار، سن
آزاردهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی اذیتکننده، پردردسر، پرزحمت، دردآور، کسل کننده، سنگین، نومیدکننده، مایوس کننده آتشین، جانسوز، رنجآور، جانگداز، دلآزار اعصابخردکن، مزاحم
گرسنگی کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات سنگی کشیدن، روزه گرفتن، دلشازنا رفتن، گرسنه بودن، پوست واستخوان بودن، رژیم گرفتن، پرهیزیدن
اشتهافرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی سنگی، ولع، جوع، گشنگی، قحطی، بیآبی، روزه عطش، تشنگی، ویار دلضعفه، دلغشه دلگی
سنگینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام سنگین، وزین، ثقیل، گران گنده، لش، درشت شدید، دشوار باردار گرانشی انبوه، متراکم، چگال