سمساریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، بنگاه رهنی، گروگیر، بانک رهنی، ~ کارگشایی صرافی سمسار، مرتهن، صراف
سمساریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، بنگاه رهنی، گروگیر، بانک رهنی، ~ کارگشایی صرافی سمسار، مرتهن، صراف
رهسپار شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت سپار شدن، ترک کردن، خارج شدن، رفتن، عازم شدن، بهراه افتادن، راهی (روانه) شدن استعفا دادن بیرونرفتن، ترک منزل کردن سوار شدن، سواری کردن، حمل کردن آم
دلسوزیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی وزی، رقت، ترحم، تأسف، نیکخواهی، دلنازکی، آسانگیری، سمپاتی عفو استرحام ◄ پوزش خواستن، دلجویی جلب ترحم، ننهمنغریبم درآوردن
همدردیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی مدلی، غمخواری، تسلا، دلداری، تسلیت، تسلی، تسکین سمپاتی، تعاون، مشارکت مراسمترحیم، سوگواری