سرنگون ساختنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل اختن، برانداختن، منقرضکردن، باعث فروپاشی چیزی شدن، تفوق داشتن، غلبه کردن، تحت انقیاد درآوردن
وارونه شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ه شدن، چپ شدن (کردن)، معلقشدن (زدن)، سرنگون شدن اوضاع و احوالبرگشتن
تغییر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر غییر کردن، تغییر شکل دادن، تبدیل شدن، عوض شدن، دگرگون شدن، نوسان داشتن تغییرپذیر بودن، متغیر بودن، معین نبودن رنگ عوض کردن، تغییر رنگ دادن، رنگ باخ
پیروز شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل دن، فتح کردن، غلبهکردن، مستولی شدن، استیلا یافتن، بهدست آوردن سرنگون ساختن▼، شکست دادن▼ سالروز نگهداشتن لاف زدن
واژگونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد واژگون، وارونه، معکوس، سرنگون، آویزان چپکی، برعکس، پشتورو ضد، مغایر، مقابل خوابیده