سرمافرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ما، خنکی، برودت، سردی، سوز، هوای قطبی، یخزدگی تهویۀ مطبوع، تبرید، انجماد، سرمایش سرماخوردگی، آبریزش، زکام، آنفلوانزا، بیماری تنفسی یخبندان، سو
داروفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دوا، درمان، دارویگیاهی استعمال دارو، استعمال، مصرف، استفاده قرص، کپسول، شربت، سیروپ، شیاف، کرم، پماد، ضماد، آمپول، جوشانده، بخور، الکترولیت،
ثبات فکری نداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام فکری نداشتن، تحت تأثیر قرار گرفتن، تغییر عقیده دادن، بیعزم بودن بازی درآوردن، احمقانهرفتار کردن، احمقانه بودن دمدمیبودن بایک غوره سردیش