سربازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) می، ارتشی، نیروهای منظم، تکاور، کماندو، ذخیره، کهنهسرباز، سرباز وظیفه ایثارگر، جانباز، آزاده خدمت وظیفه ◄ اقدامات جنگی سرباز ک
شخصتنبلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه دم تنبل، انگل، طفیلی، پارازیت، سربار، بیکاره، ولگرد، گدا، شخص بیاهمیت
خرجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی خرج، مخارج، هزینه، صرفپول، پرداخت قیمت تمامشده، سربار، خواب سرمایه بَرج هزینههای پرسنلی، هزینۀ استهلاک، هزینۀ پذیرایی، هزینۀ تبلیغات، هزین
پیروفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رو، بعدی، بعد، دیگر، آینده، پسین، متأخر دنبالهرو، مرید، تابع، مقلد، مقتدی، طرفدار، هواخواه، هوادار قمر، طفیلی، انگل، پارازیت، سربار، سربار جامعه ◄ش
شخص بیاهمیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی یت، بیکاره، طفیلی، مردپوشالی، کهتر، مرئوس، نوچه، نوکر، پادو انگل، پارازیت، سربار ◄ شخص تنبل
وابستهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام نانخور، پیروان، دنبالهرو، طفیلی، انگل، مفتخور مرید، پیرو، پیروان اقمار متعلقه پارازیت، سربار