سرآغازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم سرآغاز، آغازگر، سرچشمه، طلیعه، پیشرو آدم و حوا، انسان، نیاکان، اجداد، ولی بزرگترین، مسنترین، بزرگ خاندان، اولزاد، اکبر، کبرا، شخص پیر پیشوا، رهبر پ
کاملاًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ، تماماً، بهکلی، کلاً، یکسر، یکسره، سربهسر، دریکنوبت، تماموکمال، تاماً، مطلقاً (مطلقا) پاک، سیر، بیکموکاست، بیکموزیاد سراسر، سرتاسر، یکبند
سرآغازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم سرآغاز، آغازگر، سرچشمه، طلیعه، پیشرو آدم و حوا، انسان، نیاکان، اجداد، ولی بزرگترین، مسنترین، بزرگ خاندان، اولزاد، اکبر، کبرا، شخص پیر پیشوا، رهبر پ
تقدمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان قدم، سابق بودن، تقدم زمانی، ازلیت، وجود ازپیش، پیشساختگی پیش درآمدن، سرآغاز، پیشدرآمد قبلیگری، اولیت قبلی، لمی، اولی، ماتقدم اصالت ماتقدم، اصولفطر
تقدمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم قدم، پیشی، سبقت، جلوبودن ازدیگران، تقدم درترتیب، پیشدستی سِبَق، [تقدم زمانی] ◄ تقدم [در زمان]، گذشته جلو، جلودار، طلایه، پیشقراول، پیشاهنگ، اول صف،
آغازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم غاز، ابتدا، اول، شروع، سر، مرکز بدو، بدایت، عنفوان، مبدأ▼ طلوع، ورود برخاست، حلول، نشئت، فرارسیدن نوباوگی، جوانی آغاز تاریخ، بدویت، کهنگی تأسیس، افتت