صخرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی نگ، لایه، رسوب، سنگ چخماق، خارا سنگ معدن، کانیها، زمینشناسی سنگریزه، خاک▲ سنگ آسیاب
مسخره بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی سخره بودن، آدم را به خندهانداختن، مضحک بودن، سرگرم کردن، احمقانه بودن، احمقانه رفتار کردن خنداندن
خندیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی یدن، قهقهه زدن نیشخند زدن، سخره گرفتن، مسخره کردن، استهزاکردن
خدمتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام دام، بیگاری، کار اجباری، کار بیمزد، سخره، طاعت، اطاعت، اجبار کار داوطلبانه
استهزافرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، تمسخر، ریشخند، سخره، پوزخند، طعنه، کنایه، سخن کنایه دار، متلک، طنز، بذله گوشه، ادا مزاح، خوشطبعی ◄ ظرافت طبع شیشکی