صلحجوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) تیجو، آرامشطلب، آشتیخواه، آشتیطلب، مسالمتجو، سلیم، ملایم، آرام سازشکار، سازشگر
سرسختیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام دگی، قاطعیت، خودرأیی▼، لجاجت، سماجت، اصرار، کلهشقی، خیرهسری، تمرّد، سرپیچی، عناد، لج، لجبازی، لجاج، پیگیری، پافشاری اراده، عزم، مقاوم
صلحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) رامش، آشتی، صفا، صلح وصفا، سازش، آسایش، امنیت، عافیت، آسودگی، آرامش آشتی، مصالحه، متارکه، مسالمت، برقراری صلح سازش سازگاری، هما
سازشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ، سازشکاری، مصالحه، مدارا، مسالمت، سازگاری، تسلیم، گذشت، آشتی بدهبستان، زدوبند، بندوبست، گاوبندی، ساختوپاخت، ساختوساز، تبانی، تو