زودرنجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ، آتشی، آتشیمزاج، بیصبر، بیتحمل، بیطاقت، نازکدل، بیحوصله، تحریک پذیر، تندخو نازکنارنجی، نازکطبع رقیقالقلب، با ادراک، فهیم، آگاه، دراک،
پیشدستیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ی، تقدم، سبقت، جلوزدن، آمادگی، آینده نگری شبیخون زودرسی، پیشرسی، زود بارآمدن، زود بهبار آمدن پیشی، تقدم سبقتجویی پیشقدمی، اقدام اولیه، مبادرت
زودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان زود، سرموقع، اول وقت، صبح سحرخیز پیشتاز، پیشاهنگ، مقدم، اولین، نخستین، مقدماتی زودرس، پیشرس تند، شتابنده، بلافاصله، بلادرنگ آنی، کوتاه [زمان] جَلد،
نابههنگامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان هنگام، بیگاه، بیجا، بیمناسبت، بیموقع، بیوقت، نابهجا، نامناسب، توصیهنشده زودرس، پیشرس، پیش ازموقع، زود دیررس، باتأخیر، دیر غیرمترقبه، غیرمنتظ
عقبماندگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ماندگی، توسعهنیافتگی عدمتکامل نارسی، نارسیدگی، نابالغی، تازگی حالت طبیعی (فطری، ذاتی)، خام بودن(قبل از تولید)، مواد اولیه، زمین بکر، در ناس
نارسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ز فقدانآمادگی]، کال، نرسیده، نپخته، سبز، کاملنشده، بکر، خام، درحالت فطری و اولیه، رشدنیافته، عقبمانده موقتی، موردی، سازماننیافته، غیرمتشکل