عادیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم عی، نمونه، نوعی، معمولی، طبیعی، منطبقشده، منطَبَق روزمره، متعارف، عامیانه، متوسط پیشپاافتاده، قابلاغماض، بیاهمیت عوامانه، عامی، میانحال، متوسطال
کسلکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی نده، خسته کننده، ملالتآور، یکنواخت، روزمره، لوس، بیحال، ملالآور، بارد، ممل، یکهوا
دورهایفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ای، موسمی، مربوط بهزمان یا زمانه خاص، فصلی، ساعتی، ماهانه، ماهیانه، سالانه، دوسالانه، بیینال روزمره، تکراری، مکرر، روتین، ادواری، عادی، مانوس همیشگ
چرخهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ، دور، سیر، سیکل، مدار، چرخۀ زندگی، تحویل، انقلاب، فصل، چرخش فصول، نوبت خدمت، نوبت▼، گردش، دوره فعالیت روزمره، روتین، برنامۀ کاری، برنامۀ درسی هفتگی
آماده نبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ل] آماده نبودن، دروضعیت ناآمادهقرار گرفتن کامل نبودن، تکمیل نشدهبودن، [◄ نقصان یافتن 55] بیبرنامهبودن، خودجوش بودن، بداهه گفتن غافلگیر شدن،