پنجرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل روزنه، شبکه، دهانه، آستانه، درگاه دَر، دروازه، باب، مدخل، مخرج، گذرگاه، دهن، دهان، خروجی، ورودی، دریچه، باجه، اُرسی اجزای در و پنجره: چهارچوب، لت، ل
فرستادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ادن، پست کردن، ارسالکردن روانه کردن، اعزام کردن، گسیلکردن (دادن، داشتن)
حفرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل سوراخ، شکاف، روزنه، منفذ، چاه، میلۀ چاه، چاله، چال، چالهچوله، دستانداز کنج، گوشه، زاویه، عقبرفتگی ورطه، شکاف عظیم، وادی، چاه ویل، اعماق، چاه عمی
خلاءفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ، وکیوم، خالی بودن سوراخ، حفره، روزنه، رخنه، شکاف، فاصله فضای خالی، جای خالی، اتاقخالی، جا قحطی، نابارآوری هیچستان خالی کردن، تخلیه تنهایی، گوشه
رهسپار شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت سپار شدن، ترک کردن، خارج شدن، رفتن، عازم شدن، بهراه افتادن، راهی (روانه) شدن استعفا دادن بیرونرفتن، ترک منزل کردن سوار شدن، سواری کردن، حمل کردن آم