راندنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ن، جلو بردن، حرکت دادن، هُلدادن، پرت کردن، پرتاب کردن، افکندن، انداختن، لگد زدن
عقب راندنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دن، پس زدن، دفع کردن، دور کردن، ازخود راندن، رد کردن
برهنه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد رهنه کردن، لُخت کردن، پوستکندن، آشکار کردن، پرده برداشتن، افشا کردن
سمساریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، بنگاه رهنی، گروگیر، بانک رهنی، ~ کارگشایی صرافی سمسار، مرتهن، صراف
بهقید ضمانت آزاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ل] بهقید ضمانت آزاد کردن، بهقید کفالت آزاد کردن رهن گرفتن
عدممالکیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] عدممالکیت، اجاره، رهن بیملکی، ملک و آب نداشتن، خانهبهدوشی، فقر اشغال، غصب، ید غاصبانه تحصن، اعتصاب سکنا، سکونت، استقرار مالکیت عملی، ~