هدیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی نه، عطیه، ارمغان، یادگاری، تُحفه، تقدیمی، جایزه، پاداش، تعارفی، سوغات، رهاورد، چشمروشنی، ازآب گذشته، جاخالیبا، سرراهی، توشه، اقورراهی، آقو
زیادبرآوردشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال رآوردشده، مبالغهشده، مبالغهآمیز، اغراقآمیز بیشازاندازه، بیشازحد
منصرففرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی صرافداده، چشمپوشیکرده، رهاکرده، منصرف شده، انصرافی، دمدمی، فرصتطلب مستعفی اجتنابکننده، حذرکننده، رویگردان، احترازکننده، کنارهگرفته، فر
تمام نکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل ام نکردن، ناتمام گذاشتن، رهاکردن، نیمهکاره (زمین) گذاشتن، نادیده گذشتن، فروگذاردن، غفلت کردن سمبل کردن، ماهر نبودن، کم گذاشتن بهنتیجه نرسیدن،
ازقید آزاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) اد کردن، راحت کردن، رهاکردن، آسوده کردن، نجات دادن، گرهبازکردن، جداکردن