رنجانیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رنجاندن، ناراضیکردن، دلگیر کردن، مکدر کردن، دل آزردن، محزون کردن، دشمن تراشیدن، قابل سرزنش شدن
خداییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ایزدی، الهی، ربانی، سبحانی، ملکوتی، آسمانی، کبریایی خداوندی، اهورایی، الاهی (الاهیه، الهیه)، یزدانی خداداد غیبی
رسیده شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دن، رسیدن، عمل آمدن، پخته شدن، آمدن، پختن رسانیدن، بهحدبلوغ رساندن، ثمره دادن، بهمیوه رساندن، بهبار آوردن، بهکمال رساندن کارآزموده شدن
عصبانی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ردن، آزردن، رنجاندن، رنجانیدن، سخت تر کردن، دعواراه انداختن، اعصاب برای کسی نگذاشتن
نماز جماعتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب جماعت، عبادات جمعی، نمازجمعه، صلات خمسه تناولالقربان، تناولعشای ربانی