غیرقابلپرداختفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات رقابلپرداخت، فاقد دین، رایگان، نخواسته، غیرمنتظره، نامناسب، توصیه نشده
غیرقابلدرکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن رقابلدرک، نامفهوم، غیرقابلتوضیح، دشوار، مهجور، دورازذهن، بیانناپذیر▼ ناخوانا، نامأنوس، ناگفته آهسته، ناواضح، غیرواضح، غیرقابلش
غبطهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی رشک، طمع، زیادهطلبی، افزونطلبی، تکاثر، میل (اشتیاق)، رقابت، چشموهمچشمی، مسابقه مضایقه درتمجید حسادت
مبارزه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) کردن، دستوپنجه نرم کردن، مسابقه دادن، رقابت کردن، آویختن، بههم افتادن، درهم افتادن، پیچیدن، درگیر شدن، ستیزه کردن، گرفتار بود
ضدیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ، مخالفت، تقابل، تباین، معارضه، مقابله، خصومت، عناد، دشمنی کشمکش، تضاد، زدوخورد، برخورد، تنش، اصطکاک، لجاج، اختلاف، مناقشه عدم