رمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ستان، قصه، متل، اثر، درام، روایت▲ اسطوره، افسانه، حماسه، اساطیر، شاهنامه مَثَل، جوک، لطیفه، داستان فکاهی، کمدی، بذله پ
بخشندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ده، بخشاینده، بخشایشگر، آمرزگار، کریم، منان، رحمان، رحیم، صبور رحیم، رئوف، رحمدل، دلسوز جوانمرد واهب، وهاب ارحمالراحمین، عیبپوش، صفات
صفات خداوندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب خداوند، وحدانیت، یکتایی، یگانه بودن اسماء حُسنیٰ، اسم اعظم، نامهاو صفات خداوند: واحد، یکتا، یگانه، صمد، رحمان، بخشاینده، رحیم، بخشایشگر، غفار، مهرب
درماندگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل رماندگی، عدم موفقیت، شکست▼، بدبیاری، افلاس، فلاکت استیصال، عجز، بیچارگی، واماندگی، فقدان انتخاب قصور، عجز، تنگدستی، فقر، ورشکستگی، عدم پرداخت،
سرکشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام رمان، حرفنشنو، متمرد، یاغی▲، گردنکش، شیطان، آتشپاره، ناآرام، شلوغ، افسارگسیخته، تخس، عاق، متجاسر ثابتقدم، بیزار
ادبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت] ادبی، سبکدار مغلق، مبهم، دوپهلو لطیف، دلنواز، ظریف [کلام] ادبیه ناگذر صریح رمانتیک، شورانگیز، شدید[کلام]