راکدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت د، ساکن، ایستاده، بیجنبش، بیتحرک▼، متوقف، ازحرکت بازمانده، بیحرکت▼ کساد، بیرونق، بیمشتری
ناگوارافرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اگوارا، ناسالم، ناسازگار، غیر آشامیدنی، آلوده، غیربهداشتی بیات، شبمانده، راکد، خفه [هوا] بدبو
بیکارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه بیکار، عاطل، هیچکاره، معطل، بلاتکلیف بیحرکت، ساکن، غیر فعال، راکد منقرض
آسوده (درحال استراحت)فرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه آسوده (درحال استراحت)، آرمیده، آرام، راضی، راحت راکد امن عافیتطلب فارغبال، آزاد، فارغ، بیکار، بیخبر، مرخص بازنشسته غیرکشیک غیرفعال
ارزان بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی زان بودن، نازل بودن، اقتصادیبودن، صرفه داشتن، مفت بودن، راکد شدن، ازآسمان ریختن (باریدن)