راهزنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دزددریایی، غاصب، قطاعالطریق، دزد سرگردنه آدمربا، هواپیماربا، گروگانگیر بچهدزد، دزد ناموسی غارتگر، چپاولگر
راهزنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی نی، دزدی سرگردنه، دزدی دریایی گروگانگیری، آدمربایی، آدمدزدی، هواپیماربایی
راهنمافرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن َد، بلد راه، قافلهسالار، سرگروه، مشعلدار، پیشرو، جلودار، طلیعه، عصاکش مشاور مقتدا، پیشوا، رهبر
کتاب راهنمافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ب راهنما، دستورالعمل راهنمای تلفن، دفتر تلفن، فهرست، کتابمرجع نقشه
تیر راهنمافرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ما، تیر، علائمراهنمایی، تابلوی کیلومترشمار، فرسخشمار، نشان مرزی، تابلوی ترافیک
دزدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی عیّار، راهزن▼، گانگستر، مالدزد، مالخر، رباینده، متقلب، کلاهبردار▼، طرار، جیببر، کفزن، شبرو، دلهدزد، آفتابه دزد شَریک جُرم آرسن لوپن، آ
تملیکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی لیک مالکیت ▲ دزدی، راهزنی، اختلاس تصاحب، تصرف، غارت، قبضه، تسخیر، غصب، مصادره، گروکشی، غارتگری
دُزد789فرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ُزد، دستکج، طرار، دلهدزد، متقلب، نادرست بچاپ، کلاهبردار، سوءاستفادهچی راهزن، [دُزد (باهویت دستوری اسمی) ◄ 789] دزدانه، بهناروا
جذّابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی یبنده، تودلبرو، شیرین، بانمک، افسونگر، تابناک، راهزن دینودل، خوشخو، شارمان، نجیب، بلوند، روشن
دزدیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دی، سرقت، دستبرد، دلهدزدی، کجدستی▼، جیببری، تقلب گروگانگیری، راهزنی▼ غارت▼، اختلاس▼، دستکجی▼ دزدبازار، بچاپبچاپ، بخوربخور، بخوروبچاپ، آ