ناباوریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ناباوری، عدم اعتقاد، عدم قبول، نظر مخالف تشکیک، سوء ظن، بدبینی تکذیب، نفی، انکار دگراندیشی، دیگراندیشی، ضدیت، بدعت، لامذهبی بوالهوسی، بیثب
افق را دیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد را دیدن، دوردست را دیدن، فاصلۀ زیاد را دیدن عمق دید داشتن، دوراندیش بودن، دید عمیق داشتن، آیندهنگر بودن، بصیرت داشتن، باهوش بودن
آیندهنگریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه آیندهنگری، عاقبتاندیشی، مآلاندیشی، دوراندیشی، انتظار پیشبینی، غیبگویی برنامهریزی ◄ برنامه بصیرت، احتیاط، آمادگی آخربینی، عاقبتنگری، ع
مآلاندیشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه مآلاندیش، عاقبتاندیش، آیندهنگر، دوراندیش، محتاط پیغمبرگونه
سیاستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی راهکار، روش، دستورالعمل، استراتژی، خطمشی نحوۀاداره، دانش حکومت کردن، حکمرانی دوراندیشی، آیندهنگری روششناسی، متدلوژی دیپلماسی ◄تدبیر▼