دوستدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی عاشق▼، وفادار، فداکار، هوادار، علاقمند (علاقهمند)، ارادتمند، بتپرست، پابند، دلبسته، عاشقپیشه، عشقی، مرید، مشتاق دلسپرده، دلداده پا[
خواستارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، خواستگار، دوستدار، هوادار، علاقهمند، عاشقپیشه، عشقی، حسود، ملتمس، دله، حریص▼، رند
نازپرورانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نازپرورانه، نوازشکنان، عاطفهآمیز، دوستدارانه، دوستدار
خیرخواهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ه، نیکوکار، خَیّر، مهربان، رئوف، مشفق، دوستدار، بخشنده، بامدارا، حساس، دلسوز پاکطینت، خوشفطرت مصلحتجو، مُصلح، نیکسگال، نیک اندیش، نا
صاحبنظرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال طّلع، آگاه، ایدئولوگ، نظریهپرداز، تئوریسین، خبره، افراد بصیر، اهل ذوق، باذوق دوستدار، کلکسیونر، آدم خوشسلیقه مستشرق، باستان شناس آدم شیفت
اَبلَهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال َه، احمق، تهیمغز، کمهوش، قاصر، نارسا، مغزخرخورده، ببو، بُله مضحک، نامعقول، مسخره سادهلوح، خام، بیتزویر، نادان، معصوم، بیگناه، بچه، بچگ