دوبرابر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد دوبرابر کردن، تجدیدکردن، کپیکردن، نسخهبرداری کردن بازهم کاری راکردن، ازسر گرفتن، ازنو آغاز کردن، دوباره کردن
دوبرابریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ابری، تکرار دوباره، تجدید، دوتا کردن، دوبارگی، دوباره کاری، ازسرگیری، تازگی، نوسازی دوتایی بودن مربع، توان دو نفر دوم، معاون، جانشین، وزیر، دست راست
دوبرابرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ابر، دوچندان، دومقابل، دوبل، دوتا، دوقلو، مضاعف، ثانی، دوگانه دوطرفه دوزیستان دورگه، دوپا مربع
دوبارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ره، ازاول، ازنو، دیگرباره، باز، بازهم، مجدداً، ایضاً، مجدد دوبار، دوبرابر
دوبرابر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد دوبرابر کردن، تجدیدکردن، کپیکردن، نسخهبرداری کردن بازهم کاری راکردن، ازسر گرفتن، ازنو آغاز کردن، دوباره کردن
افزودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت اد کردن، بیشترکردن، اضافه کردن، بالا بردن، افزایش دادن، تکثیر کردن، تولید کردن، بار آوردن دوبرابر کردن، تکرار سه باره، مکرر کردن، تکرار کردن توسعه د
دوگانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد دوگانه، دوتایی، دولا، دودویی، دوقلو مشرک، زندیق، دوتاپرست توأم دوم، ثانی، جفت، تالی دوطرفه، دووجهی سایدبایساید دوزیستان دوبرابر متقارن
جفت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد جفت کردن، جور کردن، وصلت دادن، عقدکردن بههم پیوستن، مطابقت دادن، خوراندن دوتا بودن، جفت بودن، زوج بودن دوتا کردن، دوبرابر کردن