دفع کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت دفع کردن، راندن، رد کردن، دور کردن، پس زدن رم دادن، هی کردن، دوانیدن، دواندن بیرون کردن، خارج کردن، بیرون فرستادن میل نداشتن طرد کردن بالا آوردن [دف
بهنیابت عمل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام بهنیابت عمل کردن، جای کسی حرف زدن، جانشین بودن، مشغول کار شدن، دلالی کردن
درآمدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی َشت، حقوق، مستمری، مقرری، حقوق بازنشستگی، حقالزحمه، دسترنج، پژوهانه، حقالتحقیق، اجرت، مواجب، برداشت، مبلغ پرداختی حق دلالی، کمیسیون، پورسا
تبریکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ، تهنیت، مبارک باد، سلام، درود، شادباش، استقبال، خیرمقدم، مراسم استقبال، نگاهداشت دالی مبارکبادا کارت تبریک، آش پیش پا روز سلام، بار ع