دندانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل ، نیش، عاج، مروارید اره، شانه، دندانه دندان پیش، نیش، ثنایا، آسیا، کرسی، کرسیکوچک، کرسی بزرگ، عقل، انیاب دندانشیری، دندان همیشگی، دندان دائمی، دندان
دریانوردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت نورد، ناوی، ملوان، ملاح، ناخدا، کاپیتان، خدمه دریایی، قایقران، بلمران سندباد بحری دریابان، دریادار، نظامیدریایی، ناوی غواص
دندانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل ، نیش، عاج، مروارید اره، شانه، دندانه دندان پیش، نیش، ثنایا، آسیا، کرسی، کرسیکوچک، کرسی بزرگ، عقل، انیاب دندانشیری، دندان همیشگی، دندان دائمی، دندان
چیز تیزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل ِ تیز: خار، دندان، تیغ، قلاب، خلال، نیش، دندانه، دنده، نوک، قله قیچی، اره میخ، سوزن (تهگرد)، پونس (پونز)، سنجاق، قفل مته، دریل، سوراخکننده جوجهتیغ
کُند کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل کُند کردن، دندان چیزیراکشیدن، ازپهنا استفاده کردن، ازکار انداختن