دقتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ه دقیق، موشکافی، باریکبینی، دقت نظر، مداقه، توجه غم نیکخواهی آراستگی، نظم، پشتکار صحت وجدان انتباه
دقتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ه دقیق، موشکافی، باریکبینی، دقت نظر، مداقه، توجه غم نیکخواهی آراستگی، نظم، پشتکار صحت وجدان انتباه
مواظب بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود مواظب بودن، دقت کردن، توجه کردن، احتیاط کردن، محتاط بودن باآزمون وخطا جلو رفتن، آزمایش کردن پناه جستن
فکر نکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام فکر نکردن، دقت نکردن، نادیدهگذشتن، غفلت کردن بیتوجه بودن، ندانستن احساسی عمل کردن، ازرویغریزه حس کردن ◄ دریافتن سوءقضاوت کردن، تشخیص