خطوط دفاعیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دفاعی، سنگر، خاکریز، خندق خط ماژینو، دیوار چین جانپناه
دفاعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دفاع، پاتک، مدافعه، پناه، پاس عقبنشینی یارگیری التجا مقاومت، انتفاضه، جنبش سیاسی، انقلاب
دفاع کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دفاع کردن، پاتک زدن، پاسبانیکردن، حفاظت کردن، حصار برافراشتن خندق کندن، حلقه زدن، احاطه کردن
خطوط دفاعیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دفاعی، سنگر، خاکریز، خندق خط ماژینو، دیوار چین جانپناه
مدرک متقابلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال مدرک متقابل، مدرک دفاعی، دفاعیه، مدرک تخفیفدهنده، مدارکِ خوانده ادعایمتقابل
جوابیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ه، دفاعیه، پاسخنامه، مدرک متقابل دفاع، رد، دفع، تکذیب
مدافعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ] مدافع، درحال دفاع، مقاوم تدافعی، دفاعی پاسدار، محافظ