دستگاه پخشصوتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ه پخشصوت، ضبطصوت، گرامافون، گردانندۀ دیسک فشرده آلارم، آژیر، سایرسازها▼ استریو، اکو، اکولایزر کاست، نوار، صفحه، دیسک (لوح) فشرده، سیدی، کارتر
دستگاه نوریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ابزار نوری، شیشه، عدسی▼، ذرهبین، عینک، دوربین عکاسی، دوربین▼، میکروسکوپ▼، تلسکوپ، دوربیننجومی، پروژکتور، استروبوسکوپ، آپارات، پریسم، پریسکوپ، آ
علم صدافرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی صدا، آکوستیک، علم ترکیبصداها موج صدا، امواج صوتی سرعت صوت، سرعت انتشار صوت، دیوار صوتی، شکستن دیوار صوتی ارتعاش، نوسان، بسامد، ضربان، نوت، هرتز،
گام [موسیقی]فرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی موسیقی]، دستگاه، مقام، ردیف شور، ابوعطا، بیات ترک، دشتی، افشاری، همایون، بیات اصفهان، سهگاه، چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه، نوا، دستگاههای موسیقی
عاملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه دستگاه، اپراتور، راننده، گرداننده، عنصر، مأمور، مباشر، پیشکار، گماشته، دستنشانده، اجیر، مزدور، بازیگر، اجراکننده، انجامدهنده، وسیله بودن
ماشینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی مکانیسم، دستگاه، موتور، اتوماسیون وسیله نقلیه اتومبیل فرقون، دوچرخه اهرم، دنده، قرقره، درام، سطح شیبدار، بازو جرثقیل، جرثقیل زنجیری پمپ، تلمب
طبقۀحاکمهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رژیم، دستگاه، هزارفامیل، قاجار، سرمایه داران، بورژوازی، خبرگان، محفل شیکپوشان، دولت بورژوا، آقازاده