دریافتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال ریافتن، ازروی غریزه حسکردن، بافراست دریافتن، مستقیماً دریافتن، درک کردن، حدس زدن
قابل درکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن ک، مفهوم، قابلفهم، فهمیدنی، دریافتنی، معقول، عقلایی، همهفهم، عامهفهم، ساده، ملموس، آسان معلوم، روشن، واضح، عریان، شفاف، صریح خ
دریافتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال ریافتن، ازروی غریزه حسکردن، بافراست دریافتن، مستقیماً دریافتن، درک کردن، حدس زدن
دریافتکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] دریافتکننده، گیرنده▲، بردارنده دریافتی، وصولی، رسیده
فکر نکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام فکر نکردن، دقت نکردن، نادیدهگذشتن، غفلت کردن بیتوجه بودن، ندانستن احساسی عمل کردن، ازرویغریزه حس کردن ◄ دریافتن سوءقضاوت کردن، تشخیص
تشخیص دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال دادن، نتیجهگیری کردن، تمیز دادن، نتیجهگرفتن، قضاوت کردن، برداشت کردن، استنباط کردن، دریافتن، دانستن، یافتن، دیدن انتخاب کردن قضاوت کردن د