درسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط موعظه، سخنرانی زمزمۀ محبت مواد درسی: مکالمه، زبان، ریاضیات، فیزیک، شیمی، کلاس(واحد درسی)
درست بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ودن، صحت داشتن، راستبودن، واقعیت داشتن، دقیق بودن، معتبر بودن، اعتبار داشتن، مورد وثوق بودن، اصیلبودن، اصالت داشتن، اصل بودن ثابتکردن، دلیل
درسخوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط درسخوان، کتابخوان، پُرمطالعه، آموزش»دیده زرنگ، فعال، دارای فعالیت حاضر بهتحصیل، راغب، خودآموخته، تحصیلکرده
درسختیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) تار، دچار، مسئلهدار، مقید، اسیر، پابسته، درگیر، متعجب، درمعرض خطر دستپاچه، نامطمئن پا[ی]بند، پا[ی]گیر، پا[ی]دربند منعشده، مم
درسختی بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) فتادن، خودرا باختن، مضطرب شدن، کلافه شدن، دستپاچه شدن، سراسیمه شدن، آلودۀ کسی(چیزی) بودن(شدن)، امروز را فردا کردن، اسیر یا گرف
درسخوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط درسخوان، کتابخوان، پُرمطالعه، آموزش»دیده زرنگ، فعال، دارای فعالیت حاضر بهتحصیل، راغب، خودآموخته، تحصیلکرده
کلاس(واحد درسی)فرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط د درسی)، پایه، ترم، دوره، واحد، ماده، مادۀ امتحانی مواد درسی:مکالمه، زبان، ریاضیات، فیزیک، شیمی، کارگاه، آزمایشگاه، درس سمینار، کنفرانس
یادگرفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، درس خواندن، تحصیلکردن، مدرسه رفتن، آموزش دیدن، بارآمدن، تربیت شدن، پرورش یافتن، آموختن، فراگرفتن، تمرین کردن، ممارست کردن
کاملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت تکمیل، درست، تام، تمام، پایانیافته، بهتماممعنا، یکجا، تمامعیار، کامل (دارای کمال) مفصّل، مشروح، باذکر جزئیات، طویل [کلام] بهسزا، صحیح، قرص، بی