ثبت شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ، سابقه شدن، بهجاماندن، باقی ماندن آثار چیزی، درج شدن، نوشته شدن رسم شدن
توبیخ کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات مؤاخذه (بازخواست،...) کردن، تذکر دادن، گوشزد کردن، درپرونده درج کردن، یادآوری کردن، خاطرنشانکردن، اخطار دادن، بهیاد آوردن ناسزا گفتن، فحش دادن
پیشینهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه پیشینه، سابقه، تاریخچه، اطلاعات [ اطلاع 524] سوابق، اسناد، مدارک گزارش، راهنما، سند، مدرک، پرونده پوشه، کلاسور، پروندا