دامداریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی دامداری، دامپروری، مرغداری، مرتعداری چرا پرورش، چوپانی، پرواربندی، جوجهگیری، پرورش اسب، اسبداری، آهوگردانی، پرورش کرم ابریشم (نوغان) اصلاح نژ
دامداریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی دامداری، دامپروری، مرغداری، مرتعداری چرا پرورش، چوپانی، پرواربندی، جوجهگیری، پرورش اسب، اسبداری، آهوگردانی، پرورش کرم ابریشم (نوغان) اصلاح نژ
همسرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی شوهر، عروس، داماد، زوج، زوجه، جفت شوهر، شو، شوی دمساز، همدوش، همتا لنگه، دوگانگی، همطراز، مانند، اقوام بختوبالین، عیال، متعه، متمتع، مت
متأهلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی مزدوج، تازه عروس، تازه داماد، شاهداماد، شوهردار، زندار، عقدکرده، عقدی، محصن، محصنه
آشیانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ه، کنام، سوراخ، کندوی عسل، شفیره، پیله، شاخۀ درخت، لانۀ مرغ، مرغداری دامداری، اصطبل▼ قفس