داروفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دوا، درمان، دارویگیاهی استعمال دارو، استعمال، مصرف، استفاده قرص، کپسول، شربت، سیروپ، شیاف، کرم، پماد، ضماد، آمپول، جوشانده، بخور، الکترولیت،
داروی محرّکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام وی محرّک، محرک مواد نیروزا، مواد دوپینگ، مادۀ تقویت کننده مادۀ محرک، نشادر، کوکائین کاتالیست، کاتالیزگر
داروی محرک (تیزکنندۀ حواسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت وی محرک (تیزکنندۀ حواس، نیروزا) داروی محرّک، نیروبخش
داروی بیهوشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی یهوشی، بیحسی، موضعی، عمومی، مواد مخدر، مادۀ خوابآور کلروفرم، اتر، مورفین تعدیلکننده
داروسازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی وساز، فارماکولوژیست داروخانه، دواخانه، دراگ استور عطار، دکتر علفی
گیاهان داروییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت سه پستان، سنجد، گل گاوزبان، آویشن، رازیانه، انیسون، بادیان رومی، بادیانه، استوقودوس(اسطوخودوس)، بادرنجبویه، بلادون، بلادر، اوتپر، مازو، مامیران، اف
جهنمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب نم، دوزخ، غاشیه، هاویه، برزخ، اعراف، ورطه دَرَک، اسفلالسافلین، دار مکافات وصف دوزخ: مار غاشیه، حمیم(آب جوش)، سعیر (زبانۀ آتش)، آتش دوزخ
مُسریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دار، ساری، ویروسی، میکروبی، عفونی، باکتریایی، واگیر، همهگیر، اپیدمیک، پاندمیک آمیزشی
واقعیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ، اصلی، مجسم، دارای جوهر معیّن قابل لمس، غیررویایی، غیرخیالی، غیرساختگی، تاریخی، حقیقی، صحیح جدی، بدون بحث، اساسی، استخوان دار، قابل توجه طبیعی، فیز
درختفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی دار، گلبن، بوته، نهال، شاخه نورسته، جوانه، اصله نخل، خلنگ، بته، خاربن، پیچک، تاک، مو چنار، بید، بیدبُن، بید مشک، بید مجنون، سپیدار، تبریزی، افرا
معنیدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن ار، معنادار، بامحتوا، پُربار، پُرباد، پُرمغز، مغزدار، پرمحتوا، پرمعنی، کنایه دار، آبستن حوادث مهم