دارای جوهرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ی جوهر، قائم بهذات، ذاتی، فطری، اساسی، شخصی، فردی، باطنی، ژنتیک اصلی، واقعی، عینی، اوبژکتیف، طبیعی، جسمی، پدیدهای، فیزیکی، مادی جامد، سفت، محکم، م
دارای قوۀ تمیزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود دارای قوۀ تمیز، تشخیصدهنده، تمیزدهنده، انتخابکننده
دارای احساساتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ی احساسات، احساساتی، عاطفی، خونگرم، حساس، زودرنج، شهوانی، غمگین، سرزنده
دارای ادا و اصولفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ا و اصول، خودنما، پرافاده، متکلف، فخرفروش، شیاد، لافزن
سزاوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ر، محق، مستحق، شایسته، درخور، لایق، مستوجب، باب، برحق، اهل صاحب حق، دارای حقوق مالکیت، برخوردار ذیصلاح، ماهر قابل، باکفایت، آماده، خبره شایستهت
مشاعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی اع، مشترک، مشاعی، عمومی، اشتراکی، تعاونی، وقفی دارای سهامدار، دارای شخصیت حقوقی، ثبت شده سهامداری مصادرهای، ملیشده، ملی، دولتی
صوریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ] صوری، ظاهری، بهانهای متعذر، دارای عذروبهانه، عذرآورنده، موجهنما، حقبهجانب بهبهانۀ، ظاهرا ًبرای، بهاسمِ بهانهگیر، ایرادگیر، اشکا
برخوردارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دارا، مالک، صاحب، متنفع، ذینفع، متصرف، دارنده صاحب حق، محق، سزاوار بهرهمند، متمتع، مستفیض، فیضبرنده، مستفید، فایدهگیرنده، استفادهکننده [
واقعیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ، اصلی، مجسم، دارای جوهر معیّن قابل لمس، غیررویایی، غیرخیالی، غیرساختگی، تاریخی، حقیقی، صحیح جدی، بدون بحث، اساسی، استخوان دار، قابل توجه طبیعی، فیز