خیانتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات کنی، نقضعهد، بدعهدی، عهدشکنی، دبه، عدم رعایت، غدر، خیانتکاری، بیوفایی، دغلکاری، بیثباتی، وطنفروشی تمرد، سرپیچی بیدیانتی، دورویی، فقدان وظی
خائنانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ] خائنانه، خیانتبار، خیانتآمیز بیسروصدا، غافلگیرانه، دروغی ناشایست
رابطۀ جنسی ممنوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ممنوع، زنا، خیانت، زنای محصنه، زنای بامحارم، لواط، امردبازی، بچهبازی، همجنسبازی، هموسکسوالیسم
نهفتگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط فتگی، پوشیدگی، بسخو، کمین، پنهان بودن، اختفا، کتمان بیسروصدایی، حیلهگری خیانت، نادرستی بیحرکتی، رکود، سکون بالقوه بودن، امکان استعاره سِرّ
بیوفاییکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام کردن، حزب عوض کردن، مرتد بودن، خیانت کردن، نادرست بودن، رعایت نکردن، پابرجا نبودن، نقض عهد کردن