خودسرانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام خودسرانه، دلبخواهی، مطلق، عمداً مصراً، موکداً بیرحمانه
خواستارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص متقاضی، خواهان، مایل، طالب، راغب، خواستگار، نیازمند، متمنی، جویا، پیگیر، پُرسنده، مستدعی جوینده مصر، خواهنده مشتری، خریدار مدعی، خوا
خواستارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، خواستگار، دوستدار، هوادار، علاقهمند، عاشقپیشه، عشقی، حسود، ملتمس، دله، حریص▼، رند
لافزنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی فزنی، لاف زدن، خودستایی، گزافه گویی، رجزخوانی، یککلاغچهلکلاغ، اشتلم خودستایی، تفاخر، مباهات، فخرفروشی، ژست، روابط عمومی، مبالغه تکبر
خودخواه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ودخواه بودن، فقط خود را دیدن، خودستایی کردن، منم گفتن، همه چیز را برای خود خواستن، نگهداشتن
مغرورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی غرور، سرافراز، مفتخر، بامناعت، نجیب، دلیر پرباد، غره، خودستا، منتگذار، متکبر شخص مغرور، آدم لافزن، فرد مهم، آدم شیکپوش، شخصبزرگزاده، شخص
متکبرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ه، دارای فیسو افاده، افادهای، ازخودراضی، خودستا، خودبین، باددرسر، متفرعن، خودپسند، پرافاده، متفرعن، مدعی، تحقیرکننده، لافزن، دارای اداواصو
غرورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رور، مباهات، سرافرازی، افتخار، اعتماد بهنفس، اعتبار منت، خودستایی، ادعا، تفاخر، تکبر رجزخوانی، لافزنی، لافوگزاف