خودجوشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ] خودجوشی، خودبهخودی، خودانگیختگی بداهه، بدیهه، بدیههسرایی خلاقیت، تخیل، نوآوری بدون تصمیمقبلی، برخورد موردی امپرامتو اختیار غریزه، شم
خودبهخودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام خودبهخود، خلقالساعه، خودجوش، خودانگیخته بیاختیار، غیرارادی، باطیب خاطر بدون اندیشۀ قبلی، نیندیشیده، نااندیش، شمی، غریزی، بداهتاً، با
خودداریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ت، امساک، قناعت، پرهیز، پرهیزگاری، امتناع، خودسانسوری، جلوگیری، اعتدال، اجتناب، عدم استفاده خودداری ازحرف زدن، طفره، فروگذاری، تقیه، کت
اجتنابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، احتراز، حذر، دوری، اعراض، انصراف، عدول، روگردانی، تخطی، عصیان، سرپیچی تبرّا، تحاشی، کنارهگیری چشمپوشی، خودداری، پرهیز، امساک، قناعت، ریاض
مهربانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ق، نزدیک، جدانشدنی، دوست، حبیب، یکزبان، همدل، یکدل، صدیق، صادق، بیریا، انتیم، خودمانی، وفادار، ازخودگذشته، دلسوز، غمخوار، غمگسار، عا