خودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ن، ضمیر، اگو، ایگو، ضمیر خودآگاه، اید، ضمیر ناخودآگاه، شخص او، وی نَفْس، وجود، ذات خویش، خویشتن ابرمن، انسان فردیت، ویژگی▲ روح، خود (عرفانی)
فرهنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ، هنر، ادبیات، زبان تحصیلات، آموزش، سواد، خودآموزی تمدن روشنفکری، فرهیختگی، فرزانگی، دانشپروری تربیت، ادب
درسخوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط درسخوان، کتابخوان، پُرمطالعه، آموزش»دیده زرنگ، فعال، دارای فعالیت حاضر بهتحصیل، راغب، خودآموخته، تحصیلکرده
خودجوشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ] خودجوشی، خودبهخودی، خودانگیختگی بداهه، بدیهه، بدیههسرایی خلاقیت، تخیل، نوآوری بدون تصمیمقبلی، برخورد موردی امپرامتو اختیار غریزه، شم
خودبهخودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام خودبهخود، خلقالساعه، خودجوش، خودانگیخته بیاختیار، غیرارادی، باطیب خاطر بدون اندیشۀ قبلی، نیندیشیده، نااندیش، شمی، غریزی، بداهتاً، با