پیشنهاد صلحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) د صلح، اعلام صلح، خلعسلاح، آشتیکنان، آتشبس شاخۀ زیتون، پرچمسفید، پرداخت خسارت (غرامت) جنگی ازسرگیری روابط، اعاده، استرداد، ا
ناتوانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ناتوانی، بیدفاعی، نارسایی، سستی، ضعف عجز، درماندگی ناشیگری، عدم مهارت کبرسن، کهولت، فرتوتی، پیری معلولیت، قطع نخاع، فلج، ناباروری، سترونی آسیب پذیر
طردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت اخراج، حذف، بیرونگذاشتن تبعید، نفی بلد، محرومیت، خلع ید، مصادره عزل، اخراج، انفصال مطرود بودن، اجتماعی نبودن، انزوا، گوشه گیری تصفیه، پاکسازی، گزینش
تنزلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تنزل، پایین آوردن، کاهش، اسقاط، زوال تنزل رتبه، تحقیر، حقارت ازتخت بهزیر آوردن، خلع، سرنگونی سرکوب، تحدید، سختگیری، انقیاد کاهش فشار، فقدان هوا اُف
سرکوب کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ردن، فرونشاندن، ستمراندن (کردن)، فشار آوردن، ظالمانه حکومت کردن، ظلم کردن خلع کردن، بیداد کردن، حق را گرفتن