خجالتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ین، خجالت زده، خجل، شرمنده، شرمسار، باحیا، محجوب، سربهزیر، مأخوذبهحیا، آزرمگین
تلاطمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تلاطم، حرکت نامنظم، آشفتگی، اختلال، تشنج تکان، دستانداز، لرزش، رعشه، لرزه، کف بیقراری، هیجان، تلاطمِ درون، خلجان، اضطراب، سرسام، رنج، ترس، جنون، خ
خجالتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ین، خجالت زده، خجل، شرمنده، شرمسار، باحیا، محجوب، سربهزیر، مأخوذبهحیا، آزرمگین
تحقیر شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ن، خجالت کشیدن، خجالتزدهشدن، شرمنده شدن، سرخ شدن، سر را بهپایین انداختن، بهطرف دیگر نگاه کردن ازنظر افتادن، ازچشم افتادن، خوار شدن، بیاع