خروجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت خروج، ترک، عزیمت، رحل، خداحافظی▼ هجرت، مهاجرت، کوچ، راه افتادن، پرواز، فرار اسبابکشی، نقل مکان راه خروج، مخرج، مصب رود، راه خروجی، خروجی اخراج، صدو
خروجیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رب خروجی، راهبیرون، راه خروج، دلتای رود، مصب رود، مخرج مقعد، باسَن اگزوز دهانۀ خروجی، نازل، راه آب دهان سوراخ، حفره، درز، روزنه، رخنه، شکاف، فاصله ≠
خرجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی خرج، مخارج، هزینه، صرفپول، پرداخت قیمت تمامشده، سربار، خواب سرمایه بَرج هزینههای پرسنلی، هزینۀ استهلاک، هزینۀ پذیرایی، هزینۀ تبلیغات، هزین
خرج کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دن، صرف کردن، هزینهکردن، مایه گذاشتن، سُلفیدن، پول بالای چیزی دادن، پولِ بیزبان خرج کردن، خوردن، خریدن، پرداخت کردن، تلف کردن
خروجیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رب خروجی، راهبیرون، راه خروج، دلتای رود، مصب رود، مخرج مقعد، باسَن اگزوز دهانۀ خروجی، نازل، راه آب دهان سوراخ، حفره، درز، روزنه، رخنه، شکاف، فاصله ≠
دهانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل هانۀ خروجی، نازل، بینی، سوراخ بینی، راه آب حلق، حلقوم، چانه، آرواره، فک، دندان، لثه، سق، کام، زبان، لب، لوزه نوک، منقار خمیازه، دهندره لسان، السنه،
كوچفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ییلاققشلاق، مهاجرت، خروج کوچ دادن، مهاجرت دادن، اسکان، تبعید، اخراج بلد، نفی بلد
صدورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت صدور، حرکت بهبیرون، خروج، فوران، قلیان▼ تظاهر مهاجرت دادن، اسکان، تبعید، کوچ صادرات، تجارت تخلیۀ روده تخلیه
نقطۀ آغازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، نقطۀ شروع، استارت، شروع، شروع مسابقه، شروع بازی، نقطۀ عزیمت، خروج اوایل، نخستین وهله، آغاز کار، سرآغاز رجعت آستانه، دهانه، ورودی▼ مرز، حدّ آغازکنند