خجالتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ین، خجالت زده، خجل، شرمنده، شرمسار، باحیا، محجوب، سربهزیر، مأخوذبهحیا، آزرمگین
خجالتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ین، خجالت زده، خجل، شرمنده، شرمسار، باحیا، محجوب، سربهزیر، مأخوذبهحیا، آزرمگین
تحقیر شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ن، خجالت کشیدن، خجالتزدهشدن، شرمنده شدن، سرخ شدن، سر را بهپایین انداختن، بهطرف دیگر نگاه کردن ازنظر افتادن، ازچشم افتادن، خوار شدن، بیاع
اجتماعی نبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی اجتماعی نبودن، خجالتی بودن، اجتناب، کمحرفی، مردمگریزی تجرد خجالت، شرم